کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:

مکالمه بین rastegar.2000 و M.BATIMAR

24 پیغام بازدید کنندگان

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
  1. دیگه نه "شلوار پاره" نشونه "فقره"
    نه "سکوت" علامت "رضایت"
    دنیای غریبیست
    ارزشها "عوض" شده
    "عوضی ها"، با ارزش شدن.
  2. سلام ؛ حال من خوب است

    ملالی نیست جز گم شدن
    گاه به گاه خیالی دور

    که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . . .

    بااین همه اگر عمری باقی بود

    طوری از کنار زندگی می گذرم

    کهنه دل کسی در سینه بلرزد

    و نه این دل نا ماندگار بی درمانم
    . . .

    تایادم نرفته است بنویسم:

    دیشب در حوالی خواب هایم ، سال پر بارانیبود
    . . .

    خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم

    دعا کردم کهبیایی

    با من کنار پنجره بمانی ، باران ببارد

    اما دریغ کهرفتن ، راز غریب این زندگیست

    رفتی پیش از آن که باران ببارد
    . . .

    میدانم ، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است
    !

    انگار کهتعبیر همه رفتن ها ، هرگز باز نیامدن است

    بی پرده بگویمت :

    میخواهم تنها بمانم

    در را پشت سرت ببند

    بی قرارم ، می خواهم
    بروم ، می خواهم بمانم ؟!

    هذیان می گویم ! نمی دانم
    . . .

    نهعزیزم ، نامه ام باید کوتاه باشد

    ساده باشد ، بی کنایه و ابهام

    پساز نو می نویسم:

    سلام! حال من خوب است

    اما تو باور نکن


  3. به حباب نــــــــــــــــــــــــ ــگران لب یک رود قسم




    و به کوتاهی آن لحظه ی شــــــــــــــادی که گذشت


    غصــــــــــــــــــــه هــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــم میگذرد


    آنچنانی کـــــــــــــــــــــه فقط خاطره ای خواهد ماند

    لحظه هـــــــــــــــــــــــا عــــــــــــــــــــــــ ـــــــــریانند


    به تن لحظه ی خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز ...
  4. در
    انتهای هر سفر

    در آیینه

    دار و ندار خویش را
    مرور می کنم

    این خاک تیره این زمین

    پاپوش پای خسته ام

    این سقف کوتاه آسمان

    سرپوش چشم بسته ام

    اما خدای دل

    در آخرین سفر

    در آیینه به جز دو
    بیکرانه کران

    به جز زمین و آسمان

    چیزی نمانده است

    گم گشته ام ‚ کجا

    ندیده ای مرا ؟


  5. چند روز دیگه بهار میاد و همه چیز رو تازه میکنه، سال رو، ماه رو،
    روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به
    همه اون تازگی میارزه، «دوستیمون»!
    بهارت پیشاپیش مبارک
  6. عبرت چه واژه زیبا اما غریبی است...
    شنیدم آنانکه از گذشته خود عبرت نمی گیرند
    چاره ای جز تکرار آن ندارند
    و آنجا بود که فهمیدم
    چرا زندگی ما تکراری است
  7. ایــــن روزهـــا اگـــر گـــوش دلـــــت را تـــیـــز کــنــــی

    فـــقـــط یـــک چـــیـــز خــــواهـــی شـنـیــــــد:

    "دوستت دارم"

    گـــلایـه از تـــکراری بـودنـــش نــکن

    مـشـــــکل از من نـیـســـت!!

    تــو زیـــاد دوســـت داشـــتـــنــــی هــسـتـی...
  8. نعره هیچ شیری خانه چوبی را تخریب نمی کند ، من از سکوت موریانه میترسم
  9. آری تو راست می گویی

    آسمان مال من است
    پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین ، مال من است

    اما سهراب تو قضاوت کن بر دل سنگ زمین جای من است


    من نمی دانم که چرا این مردم ، دانه های دلشان پیدا نیست.


    صبر کن ای سهراب


    قایقت جا دارد؟


    من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم


    به سراغ من اگر می آیید ، تند و آهسته چه فرقی دارد؟


    تو به هر جور دلت خواست بیا


    مثل سهراب دگرجنس تنهایی من چینی نیست


    که ترک بردارد

    مثل مرمر شده است چینی نازک تنهایی من...


  10. دیدی که سخــــت نیســـــت تنها بدون مــــــــــن ؟!!
    دیدی صبح می شود شب ها بدون مـــــــــن !!
    این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند…
    فرقی نمی کند با مــــــن …بدون مــــــن…
    دیــــــروز گر چه ســـــــخت امروزم هم گذشت …!!!
    طوری نمی شود فردا بدون مــــــن !!!

  11. گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...
    گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
    گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...

    گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...

    گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...

    گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...
    گاهی دلگیری...شاید از خودت.


  12. رفیق...
    زمستون رسید! سردت شد خبرم کن تا برات بسوزم.
    يلدات مبارک.
  13. به درختان جنگل گفتم چرا شما با اين عظمتاز تكه آهني به نام تبر مي رنجيد؟گفتند رنج ما از تبر نيست ازدسته آنستكه از جنس ماست!
  14. سه چیزرابا احتیاط بردار: قدم ،قلم ،قسم !
    سه چیزرا پاک نگه دار: جسم ،لباس ،خیال!
    ازسه چیزکار بگیر: عقل ،همت ، صبر !
    ازسه چیزخود را دورنگهدار: افسوس ، فریاد ، نفرین !
    سه چیزرا آلوده نکن: قلب ، زبان ، چشم !

    اما سه چیزرا هیچ گاه فراموش نکن : خدا ، مرگ ، دوست
  15. گرگها همیشه زوزه نمیكشند ...

    گاهی هم می گویند :

    دوستت دارم ...

    و زودتر از آنكه بفهمی بره ای ...

    میدرند خاطراتت را ...

    و تو میمانی با تنی كه بوی گرگ گرفته ... !!!
  16. گرگها همیشه زوزه نمیكشند ...

    گاهی هم می گویند :

    دوستت دارم ...

    و زودتر از آنكه بفهمی بره ای ...

    میدرند خاطراتت را ...

    و تو میمانی با تنی كه بوی گرگ گرفته ... !!!
  17. باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه ,
    خانه ام کو خانه ات کو , آن دل دیوانه ات کو , روزهای کودکی کو ?!
    فصل خوب سادگی کو,
    یادت آید روز باران,گردش یک روز دیرین,
    پس چی شددیگر کجا رفت خاطرات خوب وشیرین
    کودک خوشحال دیروز ,غرق درغمهای امروز,
    یادباران رفته از یاد,آرزوهای رفته بر باد.........
  18. معلم، شاگرد را صدا زد تا انشاءاش را درباره علم بهتر است یا ثروت بخواند. پسر با صدایی لرزان گفت: ننوشتیم آقا..! پس از تنبیه شدن با خط کش چوبی، او در گوشه کلاس ایستاده بود و در حالی که دستهای قرمز و باد کردهاش را به هم میمالید، زیر لب میگفت: آری! ثروت بهتر است چون میتوانستم دفتری بخرم و بنویسم
  19. بر سنگ قبر من بنویسید
    خسته بود
    اهل زمین نبود
    نمازش شکسته بود
    برسنگ قبر من بنویسید
    شیشه بود؛ تنها از این نظر که سراپا شکسته بود
    پاک بود؛ چشمان او که دائماً از اشک شسته بود
    این درخت عمری برای هر تیشه و تبر دسته بود
    فقط نوشتم:
    به خاطر همه کسایی که یه دل شکسته دارن
    به خاطر همه کسایی که یه دل سنگی دارن
    به خاطر همه کسایی که تو دنیا شرف رو زیر پا نمیذارن
    به خاطر همه کسایی که معنی شرف رو نمیدونن
    به خاطر عشقی که دروغه
    به خاطر محبتی که از روی ترحمه
    به خاطر همه اونایی که میرن
    به خاطر همه اونایی که فعلا تشریف دارن
    به خاطر دلی که بیهوده شکست
    به خاطر اشکی که بیهوده ریخت
    به خاطر گناهی که نکردم
    به خاطر قصاصی که شدم
    به خاطر همه بی حرمتی هایی که بهم شد
    به خاطر تویی که تا قیامت فراموشت نخواهم کرد
    به خاطر قسمی که شکستم تا تو رو خوشحال کنم
    به خاطر چوبی که واسه شکستن قسمم خوردم
    به خاطر گناهی که کردم
    به خاطر گناهی که تعطیل شد
    به خاطر آه هایی که کشیدم
    به خاطر سردی نگاه تو
    به خاطر تویی که هنوز فرق خوب و بد آدما رو ندونستی
    به خاطر بدی خودم
    به خاطر درگذشت خاطره
    به خاطر کاسه های داغ تر از آش
    به خاطر اعتمادی که از بین رفت
    به خاطر اونایی که فکر میکردن من بهشون حسودی کردم
    و به خاطر خیلی چیزای دیگه که نگفتنش بهتر از گفتنشه

نمایش پیغامهای بازدید کننده 1 از 20 تا 24
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
درباره ما

انجمن کامپیوتر پیام نور کاشمر در ایران خدمات رسانی خود را در سال 1391 آغاز کرده . از لحظه تولد تاکنون این انجمن همواره سعی در بکارگیری شیوه های مدیریتی جدید و خدمات نوین داشته است . انجمن ما مفتخر است که توسط کاشمر هاست میزبانی و توسط وب ایران پشتیبانی میشود.
ایمیل:rkeriz@gmail.com
یاهو: ali_a7749
موبایل:9373080284

ابزار ها
بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید: